محکوم کردن توهین به پیامبر

دلتنگ کربلا

دلتنگ کربلا
بسوزان هر طریقی میپسندی که آتش از تو و خاکستر از من... 

بسم رب الحسین(ع)

 

حسین جان...!!!

 

همه دارند به پابوسی تو می آیند!

 

طبق معمول من بی سرو پا جا ماندم....!!!!!

[ شنبه 1393/09/15 ] [ 7:20 ] [ زائر کربلا ] [ ]

بسم رب الحسین(ع)

گلم را خار صحرا پيرهن بود

غبار و خاک و خون او را کفن بود

سرش بر ني به لب ذکر خدا داشت

گلوي پاره با من همسخن بود

خودم ديدم که جسم باغبانم

سرا پا باغ گل از زخم تن بود

خودم ديدم که از بالاي نيزه

چهل منزل نگاه او به من بود

خودم ديدم به صحرا يوسفم را

که جسمش پاره تر از پيرهن بود

خودم ديدم نشان سم اسبان

عيان بر روي آن خونين بدن بود

[ شنبه 1393/09/08 ] [ 21:15 ] [ زائر کربلا ] [ ]

بسم رب الحسین

ای که یاد رخ تو درد مرا تسکین است

 

بار هجران تو بر شانه ی من سنگین است

 

گرچه سخت است غریبی و پریشان حالی

 

لیک در راه تو آواره شدن شیرین است

 

ز ره دوست حبیبا به من خاک نشین

 

گوشه چشمی بنما سخت دلم مسکین است...

 

[ دوشنبه 1393/08/19 ] [ 11:37 ] [ زائر کربلا ] [ ]

بسم رب المهدی(عج) 

 

دلم گرفته از این جمعه های تکراری 

دلم گرفته از این انتظار اجباری  

چه قدر ندبه بخوانم! چرا نمی آیی؟ 

چه دیده ایی که از این دل شکسته بیزاری! ؟  

نیا! به درد خودم گریه می کنم، باشد  

شما که از بدی حال من خبر داری  

«صلاح مملکت خویش خسروان دانند»  

از این به بعدِ غزل، من ندارم اصراری   

نیا! که وُسع خرید کلافِ نخ هم نیست  

شما که با خبر از نرخ هایِ بازاری  

امان نمی دهدم گریه، درد و دل دارم  

به سینه مانده چه ناگفته هایِ  بسیاری  

به جان مادرت آقا به کار می آیم  

مرا اگر تو در این روضه ها  نگه داری  

به درد می خورم آقا، مرا تحمل کن  

به جای «شیعه» بخوانم «غلام درباری»  

تو شاهدی! جگرم خرجِ روضه هاتان شد  

گمان کنم که به من اندکی بدهکاری  

ببخش، حرف زیادی زدم، غلط کردم  

شما امامی و من هم غلام، مختاری  

مرا فراق و غمت می کشد، تو خواهی دید  

که خورده برگه ی ترحیم من به دیواری 

[ یکشنبه 1393/08/18 ] [ 16:17 ] [ زائر کربلا ] [ ]

بسم رب الحسین(ع) 

  

سودِ گوشواره و انگشتر و سر واضح است...  

کشتن یک طفل شش ماهه چه سودی داشته...؟!!!
 

 ای وای از دل رباب...
    

[ چهارشنبه 1393/08/14 ] [ 2:6 ] [ زائر کربلا ] [ ]

بسم رب الحسین(ع)

 

شیعیان دیگر هوای کربلا دارد حسین

روی دل با کاروان کربلا دارد حسین

از حریم کعبه ی جدش به اشکی شست چشم

مروه پشت سر نهاد٬ اما صفا دارد حسین

می برد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم

بیش از اینها٬ حرمت کوی منا دارد حسین...

بس که محمل ها رود منزل به منزل با شتاب

 کس نمی داند عروسی یا عزا دارد حسین

رخت دیبای حرم چون گل به تاراجش برند

تا به جایی که کفن از بوریا دارد حسین

بردن اهل حرم دستور بود و سر غیب

ورنه این بی حرمتی ها کی روا دارد حسین؟

سروران٬ پروانگان شمع رخسارش٬ ولی

چون سحر٬ روشن٬ که سر از تن جدا دارد حسین

سر به قاچ زین نهاده راه پیمای عراق

می نماید خود٬ که عهدی با خدا دارد حسین

او وفای عهد را با سر کند سودا٬ ولی

خون به دل از کوفیان بی وفا دارد حسین

دشمنانش بی امان و دوستانش بی وفا

با کدامین سر کند؟ مشکل دوتا دارد حسین

سیرت آل علی(ع) با سرنوشت کربلاست

هر زمان از ما یکی صورت نما دارد حسین

آب خود با دشمنان تشنه قسمت می کند

عزت و آزادگی بین تا کجا دارد حسین

دشمنش هم آب می بندد به روی اهل بیت

داوری بین با چه قوم بی حیا دارد حسین

ساز عشق است و به دل هر زخم پیکان٬ زخمه ای

گوش کن عالم پر از شور و نوا دارد حسین

دست آخر کز همه بیگانه شد٬ دیدم هنوز

با دم خنجر نگاهی آشنا دارد حسین

شمر گوید: گوش کردم تا چه خواهد از خدای

جای نفرین هم به لب دیدم دعا دارد حسین

اشک خونین گو بیا بنشین به چشم «شهریار»

کاندر این گوشه عزایی بی ریا دارد حسین

[ جمعه 1393/07/18 ] [ 13:29 ] [ زائر کربلا ] [ ]

بسم الله الرحمن الرحیم

 

فرمانده،بميرم وشما بر روی این تخت نباشى

مشغول مداواى بسى ساده ويا سخت نباشى

من حاضرم هر روز كفن پوش شوم،ليك اميرم

حتى تو براى نفسى داخل اين رخت نباشى

 

سلامتی رهبرم صلوات...

 

[ سه شنبه 1393/06/18 ] [ 18:3 ] [ زائر کربلا ] [ ]

بسم رب الحسین(ع)

 

بعد میلاد رضا سینه من بی تاب است

عکس گنبد وسط صحن دو چشمم قاب است

ای خوش آن کس که جواز سفرش امضا شد

عرفه کرب و بلا در حرم ارباب است...

السلام علیک یا اباعبدالله...

[ سه شنبه 1393/06/18 ] [ 17:47 ] [ زائر کربلا ] [ ]

بسم رب الحسین(ع)

 

هر که دارد هوس کرب و بلا

 

بسم الله ...

 

آقا جان بسم الله را خیلی وقت است گفته ایم

خیلی وقت است هوس کرب و بلا داریم

همه چیز فراهم است (سر و دل و جان)

فقط یک گوشه چشم شما را کم داریم

بطلب مولا به برکت این ماه مبارک ...

التماس دعا

[ چهارشنبه 1393/04/18 ] [ 4:16 ] [ زائر کربلا ] [ ]

بسم رب الحسین(ع)

يا علي اصغر عليه السلام...

یک روزتشنه مانده ام رفته ام زتاب

یادم رسید تشنگی کودک رباب

افطار شد و روی لبم بود زمزمه

کودک مگرچقدرمیخورد از نهر آب،آب؟!

***************************

 

ديوانگان محفل مولا كجاييد؟
كز قلب مجنونم گلستانى سراييد
شش گوشه گشته محفل عشاق بيدل
از دورى دلبر جنونى گشته حاصل!
من يار خود را ديده أم در كربلايش
اما كنون ميمرم از دوري برايش
او يك شبي ما را به بزم خود صدا كرد
قلب و روان و روح ما را با صفا كرد
حالا در اين دنيا كوجك مانده ام تك
اين دل براي كربلايش ميزند لك
كارم جنون و اشك و آه است و فغان است
دلتنكى أم از اين زمين تا بى كران است
دستم بكير ارباب بي سر خسته ام من
يك عمر شد بار سفر را بسته أم من
مردن كنار مرقدت شد آرزويم
من دربه در دركوجه ها درجست وجويم
دنبال راه كربلا كشتم وليكن
مردن ميان هيأتت بهتر ز ماندن

*********************************

تا سوز دل و ناله و آهی نبود

از سوی خدا به ما نگاهی نبود

جز در حرم لطف حسین بن علی

ما را به خدا، هیچ پناهی نبود

*****************************

 

[ پنجشنبه 1393/04/12 ] [ 3:42 ] [ زائر کربلا ] [ ]

بسم رب الحسین(ع)

 

تا که ما همسفر عشق به افلاک شویم

بارالها! مددی کن که همه پاک شویم

دست تقدیر چنان کن که پس از دادن جان

در جوار حرم عشق همه خاک شویم ...

[ یکشنبه 1393/03/04 ] [ 7:36 ] [ زائر کربلا ] [ ]

بسم رب الحسین(ع)

و چه خدایی است خدای امام حسین(ع)

 

دلتنگی بد دردیه

سه سال و نیم دوری  بد دردیه

اونوقته که هر مطلب یا شعری که راجع بهش میشنوی انگار که حرف دل خودته...

اینجا ... این وبلاگ دلخانه ی منه... دل منم تنگ کربلاست ... دلتنگ اربابم و علمدارش ... دلتنگ کاظمین و سامرایی که هر چقدر سعی کردم تو حرم امام رضا به خودم بقبولونم که اینجا تو ایران امام رضا(ع)غریبه نتونستم

سه سال و نیم پیش سامرا ....

میدونید کربلا که میری مردن داره ... وقتی زنده بر میگردی از صد بار مردن سخت تره دلتنگی و دلدادگی برای کسی که ازش زندگیتو گرفتی

وقتی میای آرزو میکنی که کاش همونجا مرده بودی و مونده بودی انگار نه انگار که وجود داشتی

با همه ی این اوصاف همه شعرها و مطالبی که گذاشتم یا حرف دلم بوده یا با دل تنگم بازی کرده

از حضور همه کسایی که دلخانه ی من رو قابل میدونن و میان و نظر میذارن ممنونم

آرزو میکنم کربلا رو اونطور که باید درکش کنید...

این پست رو هم گذاشتم که بگم این اشعار از خودم نیست ... شعرهاییه که با خوندنشون تا کربلا پرواز کردم و تو دلخونه نوشتمشون

دعا کنید برای دل تنگم

چند تا از نظرات پرسیده بودن که خودم شاعر هستم یا نه وظیفه دونستم که تو یه پست جواب بدم به این عزیزان

یا علی

التماس دعای فرج

[ چهارشنبه 1392/12/07 ] [ 13:52 ] [ زائر کربلا ] [ ]

بسم رب الحسین(ع)

 

تمام شد

اگر چه گريه نمودم دو ماه با غمتان!

مراببخش! نمردم پس از مُحرمتان

لباس مشکی من يادگاری زهراست

چگونه دل کنم از آن؟چگونه از غمتان؟

بگير امانتی ات راخودت نگه دارش!

که چند وقت دگر ميشويم مَحرمتان...

برای سال دگر نه! برای فاطميه!

برای روضه مادر...برای ماتمتان!

دلم بگير که محکمترش گره بزنی

به لطف فاطمه بر ريشه های پرچم تان

هزار شکر که از لطف پنجره فولاد

ميان حلقه ی ماتم شديم هم دمتان!

بيا دوباره بخوان روضه های يـابن شبيب

که من دوباره بسوزم دوباره بادمتان!

چه شام ها که زدی سر به گريه ام اما

مرا ببخش نمردم به پای مقدمتان...

 

حلول ماه ربیع مبارک باد بر اهل بیت علیهم السلام

[ یکشنبه 1392/10/15 ] [ 0:44 ] [ زائر کربلا ] [ ]

بسم رب الحسین(ع)

 

" کلنا عباسک یا زینب... "

 

باور نمیکنم سر بازار بردنت!

نامحرمان به مجلس اغیار بردنت!

فهمیده بود شمر غرورت شکسته است...

از سمت قتلگاه علمدار بردنت!!!

تو از تمام کوفه طلبکار بودی و

در کوچه هاش مثل بدهکار بردنت...!!!

 

 

هنوز روضه خوان است دلم ...

[ پنجشنبه 1392/09/07 ] [ 18:20 ] [ زائر کربلا ] [ ]

بسم رب الحسین(ع)

 

به خودش آمد و فهمید که چشمش تر بود

دو قدم مانده به بالای سر اکبر بود

تازه فهمید چه روزی به سرش آمده است

یا که بهتر چه به روز پسرش آمده است

پسر دسته گلش را چو گل پرپر دید

هر طرف را که نظر کرد علی اکبر دید

مثل مه پاره ی افتاده به خاک است تنش

در هم آمیخته خون و بدن و پیرهنش

نه توانست بغل گیرد و نه بوسه زند

نه توانست بماند نه از او دل بکند

زخم قلب پدر از جسم پسر بدتر بود

ارباً اربا دل بابای علی اکبر بود

دشت مانده است وسواری که زمین گیر شده

تن صدچاک پسر دیده ،پدر پیر شده

ناله اش بین کف و هلهله ها گم شده بود

گریه اش مایه ی خندیدن مردم شده بود

ارتفاع بدنش تا به زمین کم شده بود

همه گفتند رکوع است ز بس خم شده بود

پسری مانده به خاک و پدری می نگرد

مانده حیران که چگونه بدنش را ببرد

چون که این چاک ترین جسم میان شهداست

مدد از کل جوانان بنی هاشم خواست

خوب شد بار دگر بوسه بر آن لب نگذاشت

ور نه می مرد از آن بوسه....که زینب نگذاشت...!

 

 

 

**************************

 

بسم رب ال ح س ی ن (ع)

 

گویا هنوز باور زینب نمیشود

بر سینه ی امام ...

بماند بقیه اش!

 

از یک نفر چقدر غنیمت گرفته اند!

در دست هر کدام ...

بماند بقیه اش!

 

پیراهنی که فاطمه با گریه دوخته

در بین ازدحام ...

بماند بقیه اش!

 

راحت شد از ح س ی ن همین که خیالشان

شد نوبت خیام ...

بماند بقیه اش!

 

 

السلام علی الشیب الخضیب...

 

بماند بقیه اش!

بماند بقیه اش!

  بماند بقیه اش!...

 

******************************* 

 

بخدا تازه اوج مصیبت اهل بیت شروع شده... نمیدونم چرا تمومش کردیم ...

بابا یکم فکر کنید...کاروان اسرا ... کوفه ... شام... خرابه ...زخم زبان ... سر بابا ...

سه ساله ... عمه زینب ... دل رباب ... کربلا ... رأس الحسین ... سر کوچیک علی اصغر ...

چشم های گریون ... دلهای پر خون ... کاروان ...(امام سجاد فرمودند ...) الشام ... الشام ... الشام ...

هنوز دل صاحب الزمان آروم نشده... هنوز ...

یکم بیاید فکر کنیم ...

اگه حالی دست داد دعا کنید ... خیلی محتاج دعاییم...

یا علی ...

[ پنجشنبه 1392/08/30 ] [ 14:4 ] [ زائر کربلا ] [ ]

بسم رب الزینب(س)

 

این روزها شعر ندارد...

حرف ندارد...

درد دارد...

ناله دارد...

این روزها فقط باید ناله سر داد :

 

امان از دل زینب ...!!!

[ شنبه 1392/08/25 ] [ 22:25 ] [ زائر کربلا ] [ ]

بسم رب الحسین(ع)

 

روى دستش پسرش رفت،

ولى قولش نه

نيزه ها تا جگرش رفت،

ولى قولش نه

شيرمردي كه درآن واقعه هفتاد و دو بار

دست غم بركمرش رفت

ولي قولش نه

هر طرف مى نگرى نام حسين است و حسين

اى دمش گرم؛سرش رفت،

ولى قولش نه

 

***********

يادآور لحظه هاي دردند عمو

شبهاي اسيري أم چه سردند عمو

ديشب سر ني فقط سرت را ديدم!

آغوش تورا چه كار كردند عمو؟!

 

******************

لکنت زبان من از فرط تازيانه ها بهانه خوبی است برای مزمزه کردن اسمت:

بابا ح ح ح ح  س س س ين

 

صل الله عليکِ يا مولاتی يا رقية بنت الحسين     

 

 

[ پنجشنبه 1392/08/16 ] [ 1:16 ] [ زائر کربلا ] [ ]

بسم رب الحسین(ع)

 حسین جان!

برای سينه زدن رخصتی بده آقا‏

به دست خسته ی من قدرتی بده آقا‏

شبيه سال گذشته دوباره آمده ام

برای خوب شدن فرصتی بده آقا‏...

********************

 

دارد ساز غمناک‌ترین مرثیه‌ی جهان کوک

می‌شود علی لای لای...!!!

 

*********************

 

باز پيراهن مشکی به تنم کرد ارباب

باز آواره دور از وطنم کرد ارباب

من کجا؟ روضه کجا؟ هيئت ارباب کجا؟

يا حسين گفتم و شيرين دهنم کرد ارباب

 

 

التماس دعا

يك روز دگر مانده...

[ دوشنبه 1392/08/13 ] [ 10:21 ] [ زائر کربلا ] [ ]

بسم رب الحسین(ع)

 

بی شک عذاب دامنمان راگرفته بود

این شهرپرگناه اگرهیئتی نداشت...

*********************

 

   عاشقان کم کم به شور و التهاب افتاده اند

فکر عود و چای و اسـپند و گلاب افتاده اند

اين فراخوان محرم مرزها را هم شکست

ارمنی ها هم به فکر مشک و آب افتاده اند

 

***********************

در سرازيری قبرم که مرا خاک کنند

من به جای کفنم شالِ عزا می خواهم...

 

*********************

 

فقط يك ياحسين تا محرم ...

[ یکشنبه 1392/08/12 ] [ 13:1 ] [ زائر کربلا ] [ ]

بسم رب الحسین(ع)

 

دل بی سر و سامان غم ارباب است

دلتنگ صفای حرم ارباب است

از دور صدای کاروان می آيد

۴ روز دگر محرم ارباب است

 

*************************

کم کم سياهی علمت ديده ميشود

آثار خيمه های غمت ديده ميشود

افتاده سينه ام به تپش های انتظار

از روی تل دل حرمت ديده ميشود

 

۴ روز دگر مانده .... دلم تاب ندارد

[ جمعه 1392/08/10 ] [ 1:13 ] [ زائر کربلا ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

علمدار ما را دریاب....دریاب

اللهم الرزقنا توفیق الشهادة فی سبیلک ،
مهمان ...ارباب
لینک دوستان