محکوم کردن توهین به پیامبر

دلتنگ کربلا

دلتنگ کربلا
بسوزان هر طریقی میپسندی که آتش از تو و خاکستر از من... 

*بسم رب الحسین(ع)*

 

آقای خوبی ها!!!

کربلا را چگونه ساختی که اینگونه آرام میکند هر دل بی دل را

وقتی قدم به خاکش میگذاری؟!

آقای مهربانم!!!!

کربلا چگونه است که به دست فراموشی می‌سپارد تمام غم و غصه های دنیا را و تمام غصه ات میشود دیدن حرم و ضریح و.... 

کاش میشد بیاییم و بمانیم و.... 

 

دلتنگم.....!!!!

[ شنبه ۱۳۹۴/۱۰/۱۲ ] [ 8:9 ] [ زائر کربلا ] [ ]

بسم رب الحسین(ع)

 

 

یادش بخیر روز و شبم با حسین بود

ذکر بی اختیار لبم یا حسین بود

پا تا سر عقیله سر و پا حسین بود

وقت اذان اشهد من یا حسین بود

ما تار و پود رشته ی پیراهن همیم

یعنی من و حسین، حسین و من همیم

دور از تو هست ولی دست از تو برنداشت

خسته شدست ولی دست از تو برنداشت...

زینب شکست ولی دست از تو برنداشت

مانند من کسی به غم و رنج تن نداد

آه که غمی چنین به دل پنج تن نداد

یادش بخیر بال و پرش میشدم خودم

سایه به سایه همسفرش میشدم خودم

یک عمر مادر و پدرش میشدم خودم

جای همه فدای سرش میشدم خودم

نام حسین حکم قسم را گرفته بود

یک شب ندیدنش نفسم را گرفته بود....

حالا فقط به پیرهنش فکر میکنم

میسوزم و به سوختنش فکر میکنم

دارم به دست و پا زدنش فکر میکنم

بس که به نیزه و دهنش فکر میکنم

با روضه ی برادرم از هوش میروم

با ضجه های مادرم از هوش میروم...

وای از محاسن تو و انگشتهای شمر

وای از........

 

 

 

[ دوشنبه ۱۳۹۴/۰۹/۰۲ ] [ 15:43 ] [ زائر کربلا ] [ ]

بسم رب الحسین(ع)

 

یک اربعین برای تو حیران شدم حسین...!!!!

 

کربلا....اللهم الرزقنا....

[ یکشنبه ۱۳۹۴/۰۸/۲۴ ] [ 0:39 ] [ زائر کربلا ] [ ]

بسم رب الحسین(ع)

 

کربلا منتظر ماست...؟!!!

 

یعنی امسال جزو دعوت شدگان هستیم؟!!!!!

 

آقا جان ما توقعمان زیاد است و شما کریم ابن کریم...!!!!

 

شرایط امسال برایم خاص است اما از شما یک دعوت میخواهم که

با سر بیایم....!!!

[ شنبه ۱۳۹۴/۰۸/۱۶ ] [ 7:32 ] [ زائر کربلا ] [ ]

بسم رب الحسین(ع)

 

منا هم کربلا شده بود انگار....

گرما....عطش... بستن راه....

زیر دست و پا ماندن.....

ولی لا یموک یوم یا اباعبدالله...

 

*********

شعری از زبان همسران جامانده حجاج جانباز پرپر شده که توسط سرکار خانم نفیسه سادات موسوی سروده شده است....

 

 

چمدان را که جمع می‌کردیم،

هرکسی یک نفس دعا می‌خواست

پسرت عاقبت به خیر شدن

دخترت اذن کربلا می‌خواست...

اسم‌ها را نوشته بودی تا،

هیچ قولی ز خاطرت نرود

مرد همسایه شیمیایی بود،

همسرش وعده‌ی شفا می‌خواست!

من که این سال‌ها قدم به قدم،

پا به پای تو زندگی کردم

در خیالم دمی نمی‌گنجید،

دل بی طاقتت چه‌ها می‌خواست...

تو شهادت مقدرت بوده،

گرچه از جنگ زنده برگشتی

ملک الموت از همان اول،

قبض روح تو را مِنا می‌خواست!

عصر روز گذشته در عرفات،

در مناجات عاشقانه‌ی خود

تو چه گفتی که من عقب ماندم؟؟

که خدا هم فقط تو را می‌خواست؟!!!

ما دوتن هر دو همقدم بودیم،

لحظه لحظه کنار هم بودیم

کاش با هم عروج می‌کردیم،

کاش می‌شد... اگر خدا می‌خواست...

 

این حادثه خیلی سخت و درد آور بود....

 

[ یکشنبه ۱۳۹۴/۰۷/۰۵ ] [ 19:14 ] [ زائر کربلا ] [ ]

بسم رب الحسین(ع)

 

 

حسین جان... 

 

چند ماه است جلوتر به شما میگویم!!!!

اربعین کرب و بلایم نبری....!!!!!

میمیرم

[ چهارشنبه ۱۳۹۴/۰۵/۰۷ ] [ 23:44 ] [ زائر کربلا ] [ ]

بسم رب الحسین(ع)

 

 

آخرین شبهاست کم کم رفع زحمت میکنیم

 

دستمان خالیست احساس خجالت میکنیم

 

هرچه روزی میدهی خرج معاصی میشود

 

ما فقط سوء استفاده از رفاقت میکنیم

 

بیشتر دارد اجل سر به جوانان میزند

 

پس چرا ما اینقدر داریم غفلت میکنیم؟!!!

 

کار دنیا را ببین که متهم شاکی شده!!!

 

جای تو، ما دائما از تو شکایت میکنیم!!!

 

تو اگر ما را در این یک ماه دعوت میکنی

 

ما تو را ماه غم ارباب دعوت میکنیم!!!

 

عمر ما موقوفه ی عشق حسین(ع) و کربلاست...!!!

 

هرچه را داریم یکجا خرج هیئت میکنیم

 

از حرم تا قتلگه زینب(س) تماما پیر شد...

 

گریه بر خم بودن آن قد و قامت میکنیم.... 

 

خدایا...!!! 

 

 

 

 

 

[ پنجشنبه ۱۳۹۴/۰۴/۲۵ ] [ 4:24 ] [ زائر کربلا ] [ ]

بسم رب الحسین(ع)

 

از مهمانی ات!!!!

خدایا!!!! 

فقط 5 روز مانده؟!!!!!

چه زود گذشت!!!!!!

ببخش که مهمان خوبی نبودم!!!!

اما خدای مهربانم!!!!!

قدر امسالم چگونه رقم خورد!!!!!

امسال هم!!!!!

اربعین!!!!

پیاده!!!!!!

کربلا!!!!!!!

خدایا چه میشود بعد از این؟!!!!!!

[ یکشنبه ۱۳۹۴/۰۴/۲۱ ] [ 4:37 ] [ زائر کربلا ] [ ]

بسم رب الحسین(ع)

 

**** فزت و رب الکعبه ****

 

[ دوشنبه ۱۳۹۴/۰۴/۱۵ ] [ 4:31 ] [ زائر کربلا ] [ ]

بسم رب الزهرا(س)

 

من شیعه شدم رها ز هر قید

 

در دام محبتت شدم صید

 

مادر بخدا نمی فروشم

 

یک لحظه ی روضه ات به صد عید....

 

[ شنبه ۱۳۹۳/۱۲/۲۳ ] [ 13:34 ] [ زائر کربلا ] [ ]

بسم رب الحسین(ع) 

 

 شده ام از کَرَم فاطمه مهمان حسین (ع) 

 

وقتی ناامیدی و چند روز بیشتر تا اربعینش نمانده 

وقتی دلشکسته ای و زائران پیاده  

یکی یکی از تو خداحافظی میکنند و راهی دیار عشق میشوند 

وقتی به بی سر و پایی ات ایمان می آوری و باور میکنی که 

در بین 25 میلیون زائر زیادی هستی 

وقتی به خودت می قبولانی که کربلا 

(آن هم اربعین، آن هم پیاده) جای تو نیست 

وقتی دلت را آماده کرده ای که بسوزد، بمیرد، اما دم از رفتن نزند 

وقتی مینشینی و محرم و صفر را که پشت سر گذاشته ای مرور میکنی  

و میفهمی که انگار هر کاری که کرده ای  

در این یک ماه و نیم حتی  

به اندازه ی یک نیم نگاه ارباب 

که خیلی هم از سرت زیاد است ارزش نداشته است ... 

دیگر از زندگی ناامید میشوی 

دم به دم به زائران اضافه میشود 

تو هنوز حتی به رفتن فکر هم نمیکنی 

که ناگهان... 

حرف میشود از رفتن...رفتن تو... 

حرف میشود که برویم ....تصمیم میگیری که نروی 

باز میشود که نه برویم توکل برخدا 

باز حرف میشود که مرزها شلوغ است... 

مرزها را بسته اند ... 

حرف میشود که نرویم خیلی ها برگشته اند از مرز 

ناگهان چشم باز میکنی که در راه مرزی 

اخبار دم به دم اعلام میکند برگردید...مرز بسته است 

میروی ...در ترافیک میمانی ... 

بر میگردی .... پشیمان میشوی...دور میزنی به سمت مهران .... 

راه باز شده است ...الله اکبر ... 

تا نقطه صفر مرزی بی هیچ مشکلی پیش میروی ... 

سربازهای مرز میگویند مرز عراق بسته است ... 

برنمیگردی اما ناامیدانه به نقطه های دور دست که کربلاست نگاه میکنی 

نگهان با یک یا حسین راه باز میشود 

میروی ...بی هیچ مشکلی وارد مرز عراق میشوی 

میروی ... همه چیز را ارباب مهیا کرده ... 

میگفتند خیلی ها وارد مرز عراق شدند اما چون وسیله ای نبوده که آنها را ببرد برگشته اند 

با قبول همه ی سختی ها میروی اما ... آقای مهربانی ها همه چیز را مرتب در جایش چیده 

ماشین ها در مرز ایستاده اند و منتظر مسافرها هستند 

میروی میروی میروی 

محل استراحتت مهیاست....ارباب انگار منتظرت بوده 

هرروزت به خوبی میگذرد ... 

اربعین کربلا هستی... تویی که انقدر ناامید بودی... 

ارباب تمام نگاهش به تو بوده و .... 

زائر دلتنگ کربلا.... باز هم زود قضاوت کردی ...!!! 

آن هم در مورد کرم ارباب... 

آقا جان به لطف خدا و کَرم شما و نگاه مادرتان و عنایت ام المصائب(زینب کبری) اربعین مهمانت بودیم ارباب... 

مهمانی خوبی بود ... اما مهمان خوبی نبودیم 

آقا ببخش کم گذاشتیم 

دعا گوی همه ی دلشکسته ها بودم

[ شنبه ۱۳۹۳/۱۰/۱۳ ] [ 8:41 ] [ زائر کربلا ] [ ]

بسم رب الحسین(ع)

 

حسین جان...!!!

 

همه دارند به پابوسی تو می آیند!

 

طبق معمول من بی سرو پا جا ماندم....!!!!!

[ شنبه ۱۳۹۳/۰۹/۱۵ ] [ 7:20 ] [ زائر کربلا ] [ ]

بسم رب الحسین(ع)

گلم را خار صحرا پيرهن بود

غبار و خاک و خون او را کفن بود

سرش بر ني به لب ذکر خدا داشت

گلوي پاره با من همسخن بود

خودم ديدم که جسم باغبانم

سرا پا باغ گل از زخم تن بود

خودم ديدم که از بالاي نيزه

چهل منزل نگاه او به من بود

خودم ديدم به صحرا يوسفم را

که جسمش پاره تر از پيرهن بود

خودم ديدم نشان سم اسبان

عيان بر روي آن خونين بدن بود

[ شنبه ۱۳۹۳/۰۹/۰۸ ] [ 21:15 ] [ زائر کربلا ] [ ]

بسم رب المهدی(عج) 

 

دلم گرفته از این جمعه های تکراری 

دلم گرفته از این انتظار اجباری  

چه قدر ندبه بخوانم! چرا نمی آیی؟ 

چه دیده ایی که از این دل شکسته بیزاری! ؟  

نیا! به درد خودم گریه می کنم، باشد  

شما که از بدی حال من خبر داری  

«صلاح مملکت خویش خسروان دانند»  

از این به بعدِ غزل، من ندارم اصراری   

نیا! که وُسع خرید کلافِ نخ هم نیست  

شما که با خبر از نرخ هایِ بازاری  

امان نمی دهدم گریه، درد و دل دارم  

به سینه مانده چه ناگفته هایِ  بسیاری  

به جان مادرت آقا به کار می آیم  

مرا اگر تو در این روضه ها  نگه داری  

به درد می خورم آقا، مرا تحمل کن  

به جای «شیعه» بخوانم «غلام درباری»  

تو شاهدی! جگرم خرجِ روضه هاتان شد  

گمان کنم که به من اندکی بدهکاری  

ببخش، حرف زیادی زدم، غلط کردم  

شما امامی و من هم غلام، مختاری  

مرا فراق و غمت می کشد، تو خواهی دید  

که خورده برگه ی ترحیم من به دیواری 

[ یکشنبه ۱۳۹۳/۰۸/۱۸ ] [ 16:17 ] [ زائر کربلا ] [ ]

بسم رب الحسین(ع) 

  

سودِ گوشواره و انگشتر و سر واضح است...  

کشتن یک طفل شش ماهه چه سودی داشته...؟!!!
 

 ای وای از دل رباب...
    

[ چهارشنبه ۱۳۹۳/۰۸/۱۴ ] [ 2:6 ] [ زائر کربلا ] [ ]

بسم رب الحسین(ع)

 

شیعیان دیگر هوای کربلا دارد حسین

روی دل با کاروان کربلا دارد حسین

از حریم کعبه ی جدش به اشکی شست چشم

مروه پشت سر نهاد٬ اما صفا دارد حسین

می برد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم

بیش از اینها٬ حرمت کوی منا دارد حسین...

بس که محمل ها رود منزل به منزل با شتاب

 کس نمی داند عروسی یا عزا دارد حسین

رخت دیبای حرم چون گل به تاراجش برند

تا به جایی که کفن از بوریا دارد حسین

بردن اهل حرم دستور بود و سر غیب

ورنه این بی حرمتی ها کی روا دارد حسین؟

سروران٬ پروانگان شمع رخسارش٬ ولی

چون سحر٬ روشن٬ که سر از تن جدا دارد حسین

سر به قاچ زین نهاده راه پیمای عراق

می نماید خود٬ که عهدی با خدا دارد حسین

او وفای عهد را با سر کند سودا٬ ولی

خون به دل از کوفیان بی وفا دارد حسین

دشمنانش بی امان و دوستانش بی وفا

با کدامین سر کند؟ مشکل دوتا دارد حسین

سیرت آل علی(ع) با سرنوشت کربلاست

هر زمان از ما یکی صورت نما دارد حسین

آب خود با دشمنان تشنه قسمت می کند

عزت و آزادگی بین تا کجا دارد حسین

دشمنش هم آب می بندد به روی اهل بیت

داوری بین با چه قوم بی حیا دارد حسین

ساز عشق است و به دل هر زخم پیکان٬ زخمه ای

گوش کن عالم پر از شور و نوا دارد حسین

دست آخر کز همه بیگانه شد٬ دیدم هنوز

با دم خنجر نگاهی آشنا دارد حسین

شمر گوید: گوش کردم تا چه خواهد از خدای

جای نفرین هم به لب دیدم دعا دارد حسین

اشک خونین گو بیا بنشین به چشم «شهریار»

کاندر این گوشه عزایی بی ریا دارد حسین

[ جمعه ۱۳۹۳/۰۷/۱۸ ] [ 13:29 ] [ زائر کربلا ] [ ]

بسم الله الرحمن الرحیم

 

فرمانده،بميرم وشما بر روی این تخت نباشى

مشغول مداواى بسى ساده ويا سخت نباشى

من حاضرم هر روز كفن پوش شوم،ليك اميرم

حتى تو براى نفسى داخل اين رخت نباشى

 

سلامتی رهبرم صلوات...

 

[ سه شنبه ۱۳۹۳/۰۶/۱۸ ] [ 18:3 ] [ زائر کربلا ] [ ]

بسم رب الحسین(ع)

 

بعد میلاد رضا سینه من بی تاب است

عکس گنبد وسط صحن دو چشمم قاب است

ای خوش آن کس که جواز سفرش امضا شد

عرفه کرب و بلا در حرم ارباب است...

السلام علیک یا اباعبدالله...

[ سه شنبه ۱۳۹۳/۰۶/۱۸ ] [ 17:47 ] [ زائر کربلا ] [ ]

بسم رب الحسین(ع)

 

تمام شد

اگر چه گريه نمودم دو ماه با غمتان!

مراببخش! نمردم پس از مُحرمتان

لباس مشکی من يادگاری زهراست

چگونه دل کنم از آن؟چگونه از غمتان؟

بگير امانتی ات راخودت نگه دارش!

که چند وقت دگر ميشويم مَحرمتان...

برای سال دگر نه! برای فاطميه!

برای روضه مادر...برای ماتمتان!

دلم بگير که محکمترش گره بزنی

به لطف فاطمه بر ريشه های پرچم تان

هزار شکر که از لطف پنجره فولاد

ميان حلقه ی ماتم شديم هم دمتان!

بيا دوباره بخوان روضه های يـابن شبيب

که من دوباره بسوزم دوباره بادمتان!

چه شام ها که زدی سر به گريه ام اما

مرا ببخش نمردم به پای مقدمتان...

 

حلول ماه ربیع مبارک باد بر اهل بیت علیهم السلام

[ یکشنبه ۱۳۹۲/۱۰/۱۵ ] [ 0:44 ] [ زائر کربلا ] [ ]

بسم رب الحسین(ع)

 

" کلنا عباسک یا زینب... "

 

باور نمیکنم سر بازار بردنت!

نامحرمان به مجلس اغیار بردنت!

فهمیده بود شمر غرورت شکسته است...

از سمت قتلگاه علمدار بردنت!!!

تو از تمام کوفه طلبکار بودی و

در کوچه هاش مثل بدهکار بردنت...!!!

 

 

هنوز روضه خوان است دلم ...

[ پنجشنبه ۱۳۹۲/۰۹/۰۷ ] [ 18:20 ] [ زائر کربلا ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

علمدار ما را دریاب....دریاب

اللهم الرزقنا توفیق الشهادة فی سبیلک ،
مهمان ...ارباب
لینک دوستان