محکوم کردن توهین به پیامبر

دلتنگ کربلا

دلتنگ کربلا
بسوزان هر طریقی میپسندی که آتش از تو و خاکستر از من... 

بسم رب الحسین(ع)

 

هر که دارد هوس کرب و بلا

 

بسم الله ...

 

آقا جان بسم الله را خیلی وقت است گفته ایم

خیلی وقت است هوس کرب و بلا داریم

همه چیز فراهم است (سر و دل و جان)

فقط یک گوشه چشم شما را کم داریم

بطلب مولا به برکت این ماه مبارک ...

التماس دعا

[ چهارشنبه 1393/04/18 ] [ 4:16 ] [ زائر کربلا ] [ ]

بسم رب الحسین(ع)

يا علي اصغر عليه السلام...

یک روزتشنه مانده ام رفته ام زتاب

یادم رسید تشنگی کودک رباب

افطار شد و روی لبم بود زمزمه

کودک مگرچقدرمیخورد از نهر آب،آب؟!

***************************

 

ديوانگان محفل مولا كجاييد؟
كز قلب مجنونم گلستانى سراييد
شش گوشه گشته محفل عشاق بيدل
از دورى دلبر جنونى گشته حاصل!
من يار خود را ديده أم در كربلايش
اما كنون ميمرم از دوري برايش
او يك شبي ما را به بزم خود صدا كرد
قلب و روان و روح ما را با صفا كرد
حالا در اين دنيا كوجك مانده ام تك
اين دل براي كربلايش ميزند لك
كارم جنون و اشك و آه است و فغان است
دلتنكى أم از اين زمين تا بى كران است
دستم بكير ارباب بي سر خسته ام من
يك عمر شد بار سفر را بسته أم من
مردن كنار مرقدت شد آرزويم
من دربه در دركوجه ها درجست وجويم
دنبال راه كربلا كشتم وليكن
مردن ميان هيأتت بهتر ز ماندن

*********************************

تا سوز دل و ناله و آهی نبود

از سوی خدا به ما نگاهی نبود

جز در حرم لطف حسین بن علی

ما را به خدا، هیچ پناهی نبود

*****************************

 

[ پنجشنبه 1393/04/12 ] [ 3:42 ] [ زائر کربلا ] [ ]

بسم رب الحسین(ع)

 

تا که ما همسفر عشق به افلاک شویم

بارالها! مددی کن که همه پاک شویم

دست تقدیر چنان کن که پس از دادن جان

در جوار حرم عشق همه خاک شویم ...

[ یکشنبه 1393/03/04 ] [ 7:36 ] [ زائر کربلا ] [ ]

بسم رب الحسین(ع)

و چه خدایی است خدای امام حسین(ع)

 

دلتنگی بد دردیه

سه سال و نیم دوری  بد دردیه

اونوقته که هر مطلب یا شعری که راجع بهش میشنوی انگار که حرف دل خودته...

اینجا ... این وبلاگ دلخانه ی منه... دل منم تنگ کربلاست ... دلتنگ اربابم و علمدارش ... دلتنگ کاظمین و سامرایی که هر چقدر سعی کردم تو حرم امام رضا به خودم بقبولونم که اینجا تو ایران امام رضا(ع)غریبه نتونستم

سه سال و نیم پیش سامرا ....

میدونید کربلا که میری مردن داره ... وقتی زنده بر میگردی از صد بار مردن سخت تره دلتنگی و دلداگی برای کسی که ازش زندگیتو گرفتی

وقتی میای آرزو میکنی که کاش همونجا مرده بودی و مونده بودی انگار نه انگار که وجود داشتی

با همه ی این اوصاف همه شعرها و مطالبی که گذاشتم یا حرف دلم بوده یا با دل تنگم بازی کرده

از حضور همه کسایی که دلخانه ی من رو قابل میدونن و میان و نظر میذارن ممنونم

آرزو میکنم کربلا رو اونطور که باید درکش کنید...

این پست رو هم گذاشتم که بگم این اشعار از خودم نیست ... شعرهاییه که با خوندنشون تا کربلا پرواز کردم و تو دلخونه نوشتمشون

دعا کنید برای دل تنگم

چند تا از نظرات پرسیده بودن که خودم شاعر هستم یا نه وظیفه دونستم که تو یه پست جواب بدم به این عزیزان

یا علی

التماس دعای فرج

[ چهارشنبه 1392/12/07 ] [ 13:52 ] [ زائر کربلا ] [ ]

بسم رب الحسین(ع)

 

تمام شد

اگر چه گريه نمودم دو ماه با غمتان!

مراببخش! نمردم پس از مُحرمتان

لباس مشکی من يادگاری زهراست

چگونه دل کنم از آن؟چگونه از غمتان؟

بگير امانتی ات راخودت نگه دارش!

که چند وقت دگر ميشويم مَحرمتان...

برای سال دگر نه! برای فاطميه!

برای روضه مادر...برای ماتمتان!

دلم بگير که محکمترش گره بزنی

به لطف فاطمه بر ريشه های پرچم تان

هزار شکر که از لطف پنجره فولاد

ميان حلقه ی ماتم شديم هم دمتان!

بيا دوباره بخوان روضه های يـابن شبيب

که من دوباره بسوزم دوباره بادمتان!

چه شام ها که زدی سر به گريه ام اما

مرا ببخش نمردم به پای مقدمتان...

 

حلول ماه ربیع مبارک باد بر اهل بیت علیهم السلام

[ یکشنبه 1392/10/15 ] [ 0:44 ] [ زائر کربلا ] [ ]

بسم رب الحسین(ع)

 

" کلنا عباسک یا زینب... "

 

باور نمیکنم سر بازار بردنت!

نامحرمان به مجلس اغیار بردنت!

فهمیده بود شمر غرورت شکسته است...

از سمت قتلگاه علمدار بردنت!!!

تو از تمام کوفه طلبکار بودی و

در کوچه هاش مثل بدهکار بردنت...!!!

 

 

هنوز روضه خوان است دلم ...

[ پنجشنبه 1392/09/07 ] [ 18:20 ] [ زائر کربلا ] [ ]

بسم رب الحسین(ع)

 

به خودش آمد و فهمید که چشمش تر بود

دو قدم مانده به بالای سر اکبر بود

تازه فهمید چه روزی به سرش آمده است

یا که بهتر چه به روز پسرش آمده است

پسر دسته گلش را چو گل پرپر دید

هر طرف را که نظر کرد علی اکبر دید

مثل مه پاره ی افتاده به خاک است تنش

در هم آمیخته خون و بدن و پیرهنش

نه توانست بغل گیرد و نه بوسه زند

نه توانست بماند نه از او دل بکند

زخم قلب پدر از جسم پسر بدتر بود

ارباً اربا دل بابای علی اکبر بود

دشت مانده است وسواری که زمین گیر شده

تن صدچاک پسر دیده ،پدر پیر شده

ناله اش بین کف و هلهله ها گم شده بود

گریه اش مایه ی خندیدن مردم شده بود

ارتفاع بدنش تا به زمین کم شده بود

همه گفتند رکوع است ز بس خم شده بود

پسری مانده به خاک و پدری می نگرد

مانده حیران که چگونه بدنش را ببرد

چون که این چاک ترین جسم میان شهداست

مدد از کل جوانان بنی هاشم خواست

خوب شد بار دگر بوسه بر آن لب نگذاشت

ور نه می مرد از آن بوسه....که زینب نگذاشت...!

 

 

 

**************************

 

بسم رب ال ح س ی ن (ع)

 

گویا هنوز باور زینب نمیشود

بر سینه ی امام ...

بماند بقیه اش!

 

از یک نفر چقدر غنیمت گرفته اند!

در دست هر کدام ...

بماند بقیه اش!

 

پیراهنی که فاطمه با گریه دوخته

در بین ازدحام ...

بماند بقیه اش!

 

راحت شد از ح س ی ن همین که خیالشان

شد نوبت خیام ...

بماند بقیه اش!

 

 

السلام علی الشیب الخضیب...

 

بماند بقیه اش!

بماند بقیه اش!

  بماند بقیه اش!...

 

******************************* 

 

بخدا تازه اوج مصیبت اهل بیت شروع شده... نمیدونم چرا تمومش کردیم ...

بابا یکم فکر کنید...کاروان اسرا ... کوفه ... شام... خرابه ...زخم زبان ... سر بابا ...

سه ساله ... عمه زینب ... دل رباب ... کربلا ... رأس الحسین ... سر کوچیک علی اصغر ...

چشم های گریون ... دلهای پر خون ... کاروان ...(امام سجاد فرمودند ...) الشام ... الشام ... الشام ...

هنوز دل صاحب الزمان آروم نشده... هنوز ...

یکم بیاید فکر کنیم ...

اگه حالی دست داد دعا کنید ... خیلی محتاج دعاییم...

یا علی ...

[ پنجشنبه 1392/08/30 ] [ 14:4 ] [ زائر کربلا ] [ ]

بسم رب الزینب(س)

 

این روزها شعر ندارد...

حرف ندارد...

درد دارد...

ناله دارد...

این روزها فقط باید ناله سر داد :

 

امان از دل زینب ...!!!

[ شنبه 1392/08/25 ] [ 22:25 ] [ زائر کربلا ] [ ]

بسم رب الحسین(ع)

 

روى دستش پسرش رفت،

ولى قولش نه

نيزه ها تا جگرش رفت،

ولى قولش نه

شيرمردي كه درآن واقعه هفتاد و دو بار

دست غم بركمرش رفت

ولي قولش نه

هر طرف مى نگرى نام حسين است و حسين

اى دمش گرم؛سرش رفت،

ولى قولش نه

 

***********

يادآور لحظه هاي دردند عمو

شبهاي اسيري أم چه سردند عمو

ديشب سر ني فقط سرت را ديدم!

آغوش تورا چه كار كردند عمو؟!

 

******************

لکنت زبان من از فرط تازيانه ها بهانه خوبی است برای مزمزه کردن اسمت:

بابا ح ح ح ح  س س س ين

 

صل الله عليکِ يا مولاتی يا رقية بنت الحسين     

 

 

[ پنجشنبه 1392/08/16 ] [ 1:16 ] [ زائر کربلا ] [ ]

بسم رب الحسین(ع)

 حسین جان!

برای سينه زدن رخصتی بده آقا‏

به دست خسته ی من قدرتی بده آقا‏

شبيه سال گذشته دوباره آمده ام

برای خوب شدن فرصتی بده آقا‏...

********************

 

دارد ساز غمناک‌ترین مرثیه‌ی جهان کوک

می‌شود علی لای لای...!!!

 

*********************

 

باز پيراهن مشکی به تنم کرد ارباب

باز آواره دور از وطنم کرد ارباب

من کجا؟ روضه کجا؟ هيئت ارباب کجا؟

يا حسين گفتم و شيرين دهنم کرد ارباب

 

 

التماس دعا

يك روز دگر مانده...

[ دوشنبه 1392/08/13 ] [ 10:21 ] [ زائر کربلا ] [ ]

بسم رب الحسین(ع)

 

بی شک عذاب دامنمان راگرفته بود

این شهرپرگناه اگرهیئتی نداشت...

*********************

 

   عاشقان کم کم به شور و التهاب افتاده اند

فکر عود و چای و اسـپند و گلاب افتاده اند

اين فراخوان محرم مرزها را هم شکست

ارمنی ها هم به فکر مشک و آب افتاده اند

 

***********************

در سرازيری قبرم که مرا خاک کنند

من به جای کفنم شالِ عزا می خواهم...

 

*********************

 

فقط يك ياحسين تا محرم ...

[ یکشنبه 1392/08/12 ] [ 13:1 ] [ زائر کربلا ] [ ]

بسم رب الحسین(ع)

 

دل بی سر و سامان غم ارباب است

دلتنگ صفای حرم ارباب است

از دور صدای کاروان می آيد

۴ روز دگر محرم ارباب است

 

*************************

کم کم سياهی علمت ديده ميشود

آثار خيمه های غمت ديده ميشود

افتاده سينه ام به تپش های انتظار

از روی تل دل حرمت ديده ميشود

 

۴ روز دگر مانده .... دلم تاب ندارد

[ جمعه 1392/08/10 ] [ 1:13 ] [ زائر کربلا ] [ ]

بسم رب الحسین(ع)

 

ما را که "یا مجیروأجرنا" عوض نکرد

دلتنگ گریه های محرمیم...

یاحسین(ع)     

 

******************************

حسین جان!

 

ما را برای نوکریت آفریده اند

دنیا بدون سینه زدن لذتی نداشت...

 

7  روز دگر مانده ... دلم تاب ندارد

 

[ سه شنبه 1392/08/07 ] [ 0:14 ] [ زائر کربلا ] [ ]

بسم رب الحسین(ع)

 

حسين جان!

مرا ببر به حرم تا نرفته ام از دست!

علاج واقعه قبل از وقوع بايد کرد...

 

******************** 

نوكر به راه و شيوه ارباب ميرود

شايد خدا شبيه تو بی سر كند مرا ....

 

9 روز دگر مانده ... دلم تاب ندارد

 

 

[ یکشنبه 1392/08/05 ] [ 23:24 ] [ زائر کربلا ] [ ]

بسم رب المهدی(عج)

 

قسمت نشد که گاه به گاهی ببینمت


حتی به قدر نیم نگاهی ببینمت


تکلیف بیقراری این دل چه می شود؟!!!


اصلا شما اگر که نخواهی ببینمت


ای کاش یک سه شنبه شبی قسمتم شود


در جمکران و یا سر راهی ببینمت


یا که محرمی   شود و بین کوچه ای


در حال کار و نصب سیاهی ببینمت


آقا! خدا نیاورد آن روز را که من


سرگرم می شوم به گناهی، ببینمت


با این دل سیاه و تباهم چه دلخوشم


بر این خیال کهنه ی واهی ببینمت


دارم یقین که روز وصال تو می رسد


ذکر لبم شده که الهی ببینمت ...

[ یکشنبه 1392/07/28 ] [ 22:55 ] [ زائر کربلا ] [ ]

بسم رب الحسین(ع)

اي شهسوار معركه ي كربلا,حسين

اي يكه تاز عرصه ي عشق و بلا,حسين

اي نور آسمان و زمين,آفتاب دين

اي زاده ي نژاده ي شير خدا,حسين

كهف امان و باب حوائج تويي كه خلق

درمانده چون شوند بگويند يا حسين...!

 

**************

چون تير عشق جا به كمان بلا كند

اول نشست بر دل اهل ولا كند

در حيرتند خيره سران ار چه عشق دوست

احباب را به بند بلا مبتلا كند

بيگانه را تحمل بار نياز نيست

معشوق, ناز خود همه بر آشنا كند

تن پروري كجا و تمناي وصل دوست؟!

دردي ندارد او كه طبيبش دوا كند

آن را كه نيست شور حسيني به سر ز عشق

با دوست كي معامله ي كربلا كند؟!

 

********************

یا ابوالفضل العباس(ع)

كو عاشق حق كه عاشق و مست تو نيست

يا كيست كه هست و بودش از هست تو نيست

در مجلس انس عاشقان عالم

چون ساقي مه لقاي بي دست تو نيست

***************************

 

فقط بی صبرانه در انتظار محرم توهستیم...!!!

 

[ یکشنبه 1392/07/07 ] [ 9:5 ] [ زائر کربلا ] [ ]

بسم رب الرضا(ع)

 

بايد غبار صحن توراطوطيا کنند

«آنان که خاک را به نظر کيميا کنند»

هوهوی بادنيست که پيچيده در رواق

خيل ملائکند رضا يا رضا کنند

بازار عاشقان تواز بس شلوغ شد

ما شاعرت شديم که ما را سوا کنند

«هرگزنميرد آنکه دلش»جلد مشهد است

حتی اگر که بال و پرش را جدا کنند

هر کس به مشهد آمد و حاجت گرفت و رفت

او را به درد کرببلا مبتلا کنند

دردی عظیم و سخت که آن درد را فقط

با یک نگاهِ گوشه چشمت دوا کنند

 

از آن حریم قدسی‌ات آقای مهربان!

«آیا شود که گوشهٔ چشمی به ما کنند»

 

 

 

**********

 

ای کاش برای ما دعا بنويسند

یک تذکره ی کرببلا بنويسند

ما حج که نرفته ايم،اما کافيست

يک مرتبه حج فقرا بنويسند

آقا!به ملازمان بگو نامم را

يک گوشه ی ايوان طلابنويسند

ما شيعه که نه!ولی شما راضی شو

ما را ز محبان شما بنويسند

راضی نشوی که خادمان نامم را

از دفتر نوکران جدا بنويسند

گفتم که پس از مردن من جای دعا

روی کفنم رضا رضا بنويسند

 

ميلاد امام مهرباني ها مبارك

[ سه شنبه 1392/06/26 ] [ 11:25 ] [ زائر کربلا ] [ ]

بسم رب الرضا(ع)

 

اي شرح شفاعت تو مشهور،سلام!

آميزه اي از كرامت و نور، سلام!

گويند زيارت تو حج فقراست

بر گنبد و بارگاهت از دور سلام!

*********

 

گویند جواز كربلا دست رضاست

شاهی كه تجلی گه الطاف خداست

جایی كه برات كربلا میگیرند

آنجا به یقین پنجره فولاد رضاست

 

*********

مجبورشدم به هرکسی روبزنم

درمحضرهرغریبه زانوبزنم

تحقیرشدم چونکه فراموشم شد

یکسربه شماضامن آهوبزنم...

 

*********

ميلاد با سعادت امام رئوف مبارك باد!

 

[ یکشنبه 1392/06/24 ] [ 0:44 ] [ زائر کربلا ] [ ]

بسم رب الحسین(ع)

 

کلُّنا عباسک يا زينب....

 

ما بيخيال مرقد زينب نمی شويم

روی تمام سينه زنانت حساب کن

 

******

 

حسين جان!

 

صد شکر که نو گشته ضريحت اما

 

دلشوره ی قبر خواهرت را داريم...

[ پنجشنبه 1392/06/21 ] [ 14:51 ] [ زائر کربلا ] [ ]

بسم رب الصادق(ع)

گفتم امام صادق صبری عجیب دارد
گفتند در مدینه قبری غریب دارد
گفتم مگر صفایی وافر ندار آنجا؟
گفتند غیر مهدی زائر ندارد آنجا
گفتم مگر مزارش صحن طلا ندارد؟

گفتند قصه ی عشق چون و چرا ندارد

[ دوشنبه 1392/06/11 ] [ 1:33 ] [ زائر کربلا ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

علمدار ما را دریاب....دریاب

اللهم الرزقنا توفیق الشهادة فی سبیلک ،
مهمان ...ارباب
لینک دوستان